جمعه 1386/06/02
كودكان احساس
|
| |
|
منتظر نباش كسي بياد دستتو بگيره عزيزم..فكر هم نكن اين جاده هميشه سقفي با پايه هاي محكم داره!..نه!..گاهي پر از سنگلاخ ميشه و سوزان..پس بجاي اينكه منتظر كمك كسي باشي، خودت دست به زانو بزن و..يا علي... | |
|
|
|
|
| |
|
وقتي به پشت سر نگاه مي كني، حسرت گذشته رو هم مي خوري...توي روياي آينده هم كه باشي باز زندگي رو باختي!...زندگي تو همينجاست..توي دستات..توي چشمات... | |
|
|
|
| |
|
خسته نباشين حاج خانوم...آره بابا بخند...دنيا همينه ديگه... | |
|
|
|
| |
|
بابا خوش تيپ...اون عينكتو با خالكوبي روي شكمت ما رو كشته...! | |
|
|
|
|
| |
|
حالا ما يه چيزي گفتيم...شوما كوتاه بيا...اصلا من ساكت شدم..خوبه؟ | |
|
|
|
نوشته شده توسط حمید در 12:16 | | لینک به این مطلب








